عبد الجليل قزوينى رازى
323
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
آنگه گفته است : « و محمّد رسول اللّه نمىشايست كه با بنو أعمام و أعمام ساعتى در اداء رسالت و تبليغ حجّت مواسات كند چگونه شايست كه علىّ مرتضى با عصمت و طهارت و قوّت و شجاعت و استيلاء بنو هاشم و ضعف بو بكر و قلّت قبيلهء بنى تيم و اندكى عدد بنى عدىّ و تنهائى عمر على و ايشان « 1 » فراسازد « 2 » » . اما جواب اين كلمات آنست كه : علما و عقلا چگونه قياس كنند در صورت محمّد را با على و كفّار قريش را با صحابهء رسول كه ايشان انكار وحدانيّت مىكردند و أصنام و أوثان را عبادت مىكردند ، و قرآن قبول نمىكردند و رسول را جبرئيل مىآمد و بحرب و قتال أمر مىكرد در آن چنان حالت توقّف معصيت و بىفرمانى باشد ، و اينجا مقرّان بودند بتوحيد خداى و قرآن قبول كرده منازعتى بود در خلافت كه نصّ است يا اختيار توقّف اولىتر بود ، و در كتاب « موافقة الصّحابة » « 3 » كه در مذهب خواجه كرده است « 4 » ببايد خواندن تا سكوت و سكون و توقّف على بداند كه چرا بود و اين بر آن قياس نكند تا شبهت حاصل نيايد ؛ بلكه رسول عليه السّلام در حالت اوّل هم توقّف كرد و مىگفت : « لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ « 5 » » و آن حركت آنگه كرد كه آيت منزل شد كه : « وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً « 6 » » تا شبهتى بنماند . آنگه گفته است : « على دو سال در پس بو بكر نماز مىكرد ، و ده سال در دنبال عمر نماز مىكرد ، و مالها مىگرفت و بر ايشان ثنا مىگفت و دعا مىكرد ، و امير المؤمنين مىخواند ايشان را ، و در تدبيرها با ايشان مىبود ، و از قبل ايشان حدّ مىزد » . اما جواب اين فصل اينست كه : روا نباشد كه بعد از مصطفى امير المؤمنين با فضل و عصمت در نماز اقتدا به كسى كند كه درست شده است كه تقديم مفضول بر فاضل قبيح است ، و اگر كرده باشد مقتدى نباشد . و گر مالى گرفت حقّ او بود كسى را بر وى منّت نبود و انكار و تبرّاى او از زر و سيم معلوم است ، و در أخبار ما نيست كه
--> ( 1 ) - م ب : « با ايشان » . ( 2 ) - ح د : « با ايشان در سازد » . ( 3 ) - كتابى به اين نام در مآخذ موجوده به نظر من نرسيده است . ( 4 ) - كذا در نسخ پس يعنى مؤلف آن . ( 5 ) - آيهء 6 سورهء الكافرون . ( 6 ) - از آيهء 36 سورهء مباركهء توبة .